|
 |
|
 |
|

خيلی سخته چيزی رو كه تا ديشب بود يادگاری صبح بلند شی و ببينی كه ديگه نیست
خيلی سخته كه نباشه هيچ جايی برای آشتی بی وفا شه اون كسی كه جونتو واسش گذاشتی خيلی سخته تو زمستون غم بشينه روی برفا می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا خيلی سخته اون كسی كه اومد و كردت ديوونه هوساش وقتی تموم شد بگه پيشت نمی مونه خيلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه نكنه چيزی كه ريختی پای عشق اون حروم شه خيلی سخته اون كه می گفت واسه چشات می ميره بره و ديگه سراغی از تو ونگات نگيره خيلی سخته تا يه روزی حرفهای اون باورت شه نكنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه خيلی سخته كه عزيزی يه شب عازم سفر شه تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه خيلی سخته بی بهونه ميوه های كال رو چيدن بخدا كم غصه ای نيست چن روزی تو رو نديدن خيلی سخته كه دلی رو با نگات دزديده باشی وسط راه اما از عشق يه كمی ترسيده باشی خيلی سخته كه بدونه واسه چيزی نگرانی از خودت می پرسی يعنی می شه اون بره زمانی؟ خيلی سخته توی پاييز با غريبی آشنا شی اما وقتی كه بهار شد يه جوری ازش جدا شی خيلی سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد به اون بگی كه چشمات نمی خواد اون رو ببينه خيلی سخته كه ببينيش توی يك فصل طلايی كاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفايی خيلی سخته كه ببينی كسی عاشقيش دروغه چقدر از گريه اون شب چشم تو سرش شلوغه خيلی سخته و قشنگه آشنايی زير بارون اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون خيلی سخته تا هميشه پای وعده ها نشستن چقدر قشنگه اما واسهی كسی شكستن خيلی سخته واسه ی اون بشكنه يه روز غرورت اون نخواد ولی بمونه هميشه سنگ صبورت خيلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت ديگه بوسيدن دستات واسه اون نشه عبادت خيلی سخته چشمای تو واسه ی اون كسی خيسه كه پيام داده يه عمر واسه تو نمی نويسه خيلی سخته كه دل تو نكنه قصد تلافی تا كه بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافی خيلی سخته اونكه ديروز تو واسش يه رويا بودی از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودی خيلی سخته بری يك شب واسه چيدن ستاره ولی تا رسيدی اونجا ببينی روز شد دوباره خيلی سخته كه من و تو هميشه با هم بمونيم انقدر عاشق كه ندونن ديوونه كدوممونيم
|
|
 |
| +| نوشته شده توسط معین در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:37 |
|
| |
|
 |
|
|
|
 |
|