| مراعاشق کردی بدین سان
رهایم کردی اینگونه چه آسان
هر دم , دم میزدی ز عشق و مردی
با تو بد نکردم چرا با من اینچنین کردی
فغان بر تو اگر عشقم را فروختی
اینگونه کرده باشی زندگیت را باختی
با این کار کم نداری از کنعان نوح
نشان دادی که سنگی و نداری روح
سنگ با تمام سختیش به ز توست
لااقل در وجود سختش گلی رست
تو رفتی و ز درد تو آواره شدم
در همه عالم رسوا و بیچاره شدم
اثری از معین
|