تبليغاتX
خشن اما خونسرد

happywolf

معین

happywolf

http://happywolf.blogfa.com

خشن اما خونسرد

خشن اما خونسرد

خشن اما خونسرد

سلام

متولد5/4/67
من معین هستم از بچه های نیک روزگار
دانشجوی عمران و اهل زاهدانم اینجا سکوت است که فریاد میکند

خشن اما خونسرد

 
منوي اصلي
صفحه اول
پست الکترونيک
آرشيو مطالب

نویسندگان
  معین
  سایه


آرشیو ماهانه
  مرداد 1387
  تیر 1387
  خرداد 1387
  اردیبهشت 1387
  فروردین 1387
  اسفند 1386


جستجوگر




 

 تبلیغات




  بازی

 

چند روز پیش دوست عزیزم ژرورا من رو به یک بازی دعوت کرد

 

۱۰ تا از دوست داشتنی ها و ۱۰تا از تنفرهایم را بنویسم

و طبق عرف بازی ۱۰ نفر از دوست های عزیزم را به بازی دعوت کنم.

 

دوست داشتنی هایم

۱.دوست داشتن اولین چیزیه که دوست دارم

۲.بچه های کوچولو رو دوس دارم

۳.کارت قرمز فوتبال رو دوس دارم

۴.تیم پرسپولیس رو نه تنها دوس دارم بلکه بهش عشق میورزم

۵.جنجال رو دوس دارم

۶.رانندگی با نهایت سرعت رو هم دوس دارم

۷.شبای مهتابی رو خیلی دوس دارم

۸.سمبوسه رو دوس دارم اونم سمبوسه های دکترو

۹.وبم و دوسدارم

۱۰.در نهایت عاشق لحظه آخر زندگی هستم

تنفراتم

۱.از نفرت متنفرم

۲.از حقیر کردن دیگران متنفرم

۳.از برد استقلال جلوی پرسپولیس متنفرم

۴.هوای گرم اذیتم میکنه

۵.از بچه های نق نقو بیزارم

۶.فحاشیو دوس ندارم

۷.از تصادف کردن متنفرم

۸.الافی دم صافکاری هم خیلی مسخره اس

۹.دختر بازی

۱۰.زندگی بدون امید رو هم نمیدونم چی کارش کنم

دوستانی که دعوت میکنم

۱.فرشته خانوم که معلوم نیس کجاس(درد دلهای شعر من با تو)

۲.مریم خانوم به رینگ عشق (شکوه زندگی)

۳.داش آرمین (پیربابا)

۴.علی جون خودمون(max2007)

۵.صداقت عزیز (یه دوست)

۶.بهنام با اون بیوگرافی های باحالش ( پسر آفتاب)

۷.گلشید خانوم جون

۸.شیرین خانوم گل و بامعرفت (بوس ماهی)

۹.و غیره



+| نوشته شده توسط معین در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت 21:35     

  هيزم شكن

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتي در حال گريه كردن بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟ هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت.
"
آيا اين تبر توست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه" فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد. يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟ اوه فرشته، زنم افتاده توي آب. "
فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شكن فرياد زد: آره!
فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه "
هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. مي دوني، اگه به جنيفر لوپز "نه" مي گفتم تو مي رفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم، تو مي رفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره.

نكته اخلاقي: هر وقت مردی دروغ ميگه به خاطر يه دليل شرافتمندانه و مفيده



+| نوشته شده توسط معین در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 0:7     

  ما ه من ، غصه چرا ؟!

روزی در اوج غصه و اندوه بودم که دوستی عزیز برای من این شعر رو فرستاد . اون موقع من بهش گفتم بمب انرژی اما متاسفانه الان دیگه سایه اش بالای سرم نیست۰ امیدوارم هرجا که هست موفق باشه:

ما ه من ، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت ،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
تو مرا داری و من
هر شب و روز ،
آرزویم ، همه خوشبختی توست !
ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند ...
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
نشانم می داد ...
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
غرق شادی باشد ....
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است ...!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین ...
ولی از یاد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !؟



+| نوشته شده توسط معین در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 21:1     

  راز عشق

در زمانهای بسيار قديم وقتی هنوز پای بشر به زمين نرسيده بود .

فضيلت ها وتباهی ها در همه جا شناور بودند .

آنها از بيکاری خسته و کسل شده بودند. روزی همه فضايل و تباهی ها دورهم

جمع شدندخسته تر و کسل تراز هميشه !!

ناگهان ذکاوت ايستاد و گفت :((بياييد يه بازی کنيم مثلآ قايم باشک.))همه

از اين پيشنهادشاد شدند و ديوانگی فورآ فرياد زد من چشم ميگذارم من چشم ميگذارم

واز آنجايی که هيچ کس نمی خواست به دنبال ديوانگی بگرده همه قبول کردند

اوچشم بگذارد وبه دنبال آنها بگردد.

ديوانگی جلوی درختی رفت و چشم هايش را بست وشروع به شمردن کرد1

...2...3همه رفتند تا جايی پنهان شوند.

لطافت , خود را به شاخ ماه آويزان کرد.

خيانت , داخل انبوهی از زباله پنهان شد.

اصالت , در ميان ابرها مخفی شد.

هوس , به مرکز زمين رفت.

طمع , داخل کيسه ای که خودش دوخته بود رفت .

و ديوانگی مشغول شمردن بود,79...80...81.

همه پنهان شدند به جز عشق که همواره مردد بود ونمی توانست تصميم بگيرد.

در همين حال ديوانگی به پايان شمارش ميرسيد 95...96...97.

هنگامی که ديوانگی به100 رسيد عشق پريد و در بين يک بوته گل رز پنهان شد.

ديوانگی فرياد زد دارم ميام و اولين کسی که پيدا کرد تنبلی بود وسپس لطافت را يافت

که به شاخ ماه آويزان بود.

دروغ ته درياچه , هوس در مرکز زمين , يکی يکی همه را پيدا کرد به جزعشق .

او از يافتن عشق نااميد شده بود.

حسادت درگوشهايش زمزمه کرد:تو فقط بايدعشق را پيدا کنی واوپشت بوته گل رزاست.

ديوانگی شاخه ای را از درخت کند و با شدت وهيجان زياد ان رادر بوته گل رز فرو کرد

ودوباره ودوباره تا با صدای ناله ای متوقف شد,عشق از پشت بوته بيرون آمد با

دستهايش صورت خود را پوشانده بود از ميان انگشتانش قطرات خون جاری بود.

شاخه به چشمان عشق فرو رفته بود و او نمی توانست جايی را ببيند.

او کور شده بود.

ديوانگی گفت:((ای وای من چه کردم من چه کردم, چگونه ميتوانم تورا درمان کنم؟))

عشق پاسخ داد:((تو نمی توانی مرادرمان کنی اما اگر می خواهی کاری بکنی

, راهنمای من شو.))

و اينگونه بود که عشق کور شد وديوانگی همواره همراه اونه

 

< body>

+| نوشته شده توسط معین در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 و ساعت 9:40     

  نامه ای به قلبم

 

قلب من ..هرگز تو را محکوم و نقد نمی کنم و نیز هرگز از انچه می گویی شرمنده نمیشوم ..میدانم تو کودک محبوب خداوندی و او در تابشی شکوهمند و عاشقانه از تو حفاظت می کند ..

قلب من ..به تو ایمان دارم و در نیایش هایم همواره برایت درخواست برکت می کنم ..دعا می کنم یاری و پشتیبانی مورد نیازت را دریافت کنی 

قلب من .. به تو ایمان دارم..ایمان دارم که تو عشقت را با هر انکس که نیازمند و سزاوارش باشد سهیم میشوی .راه من راه توست و همراه با هم به سوی روح القدس میرویم ..

از تو میخواهم به من اعتماد کنی ..بدان که دوستت دارم و می کوشم تمام ازادی مورد نیازت را برای ادامه دادن به تپش شادمانه ات در اختیارت بگذارم....برای انکه هرگز از حضور من در گرداگردت احساس نا اسودگی نکنی هر کاری می کنم ..... 



+| نوشته شده توسط معین در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 9:29     

  با تو

با تو

تا نهايت زمانه

تا انتهاي عالم فاني 

 

عاشقانه خواهم ماند

باتو از كران تا كران تا بلنداي قله هاي سفيد خوشبختي

با دو بال نازك

عشق به پرواز در خواهم آمد

 

تجربه اولين عشق 

با تو شيرين شد

باتو گل خوشبختي در اعماق وجودم جوانه زد

باتو جرقه هاي عاشق شدن در آتشكده متروك قلبم شعله كشيد

ترانه هاي عاشقانه ام با تو به حقيقت رسيد

انجماد رگهاي يخ زده ام در شراره آغوش سوزانت ذوب شد

و باتو

و

وجود متبرك توست كه مي خواهم بمانم

تا هميشه و هميشه در كلبه عشق ميزبان نفس هاي عاشقانه ات

خواهم ماند

 

دوستت دارم !

 

دوستت دارم !!!!!!!!



+| نوشته شده توسط معین در شنبه چهارم خرداد 1387 و ساعت 12:7     

مطالب گذشته

عشق از ديد مردم
دل شكسته ها
مطالب خواندني
اس ام اس هاي توپ
سایه
آن سوی پنجره
میخوای لات بشی ؟
محاکمه عشق
پسر فقیر
بازی
هيزم شكن
ما ه من ، غصه چرا ؟!
راز عشق
نامه ای به قلبم
با تو

درباره


سلام

متولد5/4/67
من معین هستم از بچه های نیک روزگار
دانشجوی عمران و اهل زاهدانم


موضوعات
  راز عشق
  گالری عکس
  sms
  جالب
  کسب درآمد 100% تضمینی
  عاشقانه
  دل نوشته های خودم
  دل نوشته های دوستان

لینکستان
قالب وبلاگ
صادق هدایت
جیت کان دو سیستان و بلوچستان
دانش و پژوهش
دوست یابی
برگ آزاد
درد دلهای شعر من با تو
خوشاعشق و خوشا ناکامی عشق
داستان آموزنده
دردنامه ای برای دل خویش
دوستت دارم تا بی نهایت
bahaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaal
تراوشات یک ذهن معیوب !!
بوس ماهی
پیربابا (داش آرمین(
دستنوشته های ژرورا
عاشق تنها
بیا تو نترس
ِِضدپسر!!!Anti Boy
روزها و سوزها
وبلاگ تخصصی مهندسی عمران
آموزش مسائل جنسی برای+18
ستاره غريب


پیوندهای روزانه
قالب وبلاگ
سید محمد جواد ذاکر طباطبایی
سید جواد ذاکر عزیز
یه دختر مشرقیه خوشگلو مهربونم
درد دلهای شعر من با تو
آرشيو پيوندها

اضافات

لينك Rss





Template designed by : ParsTheme Group

All Rights Reserved 2007-2008

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا