|
به نام پروردگار بی همتا
پرپرواز
من همون عقاب پیرم که سروسامون نداره
نمی تونه اوج بگیره یا شگفتی بکاره
یادته تو اسمونها پابه پات پرمی زدم من
پنجه ام در پنجه تو فارغ از نبود وبودن
من وتو تا پشت ابرا اوج گرفتیم تا کرانه
تویی هم خونه اخر تویی رویای شبانه
ای تو اولین سر اغاز ای تو پایان وهمیشه
واسه من تو بهترینی بی تو بودن مگه میشه
حالا من عقاب پیرم شهپرم دیگه شکسته
پرپروازی ندارم بی تو تنهایم وخسته
بذار این روزای اخر که دیگه عمری ندارم
روی شونه های گرمت سر بذارم جون سپارم
اثری از فرشته طاهری تقدیم به همه شما خوبان
این نوشته یکی از دوستانمه حتما نظر بدین
|